هوش کودکان | ۰ تا ۱۰۰ افزایش انواع هوش کودکان

هوش (Intelligence)چیست؟

هوش یکی از پیچیده‌ترین فرایند‌های روانی انسانی است و در سایر جانداران نیز به گونه‌ای دیگر دیده می‌شود. بیشتر مردم از هوش به عنوان عقل، توانایی فکر کردن و یا IQ یاد می‌کنند. با پیشرفت انسان و کشف ابزارهای جدید و همچنین با گسترش علم روانشناسی، تعریف هوش همواره دستخوش تغییر و تحول بوده است وبه مجموعه‌ای از توانایی‌های ذهنی انسان را شامل می‌شود.

یکی از انواع تعریف به شکل زیر است:

هوش مجموعه‌ای از توانایی‌های فرد و استعدادهای او در قدرت حافظه، دقت، تمرکز، پردازش و استدلال ، مهارت حل مسئله، تفکر انتزاعی، سازگاری با محیط و به طور توانایی کسب و کاربرد دانش و مهارت.
هوش در همه افراد یکسان نیست و عوامل زیادی مثل وراثت، شرایط محیطی-اجتماعی، تغذیه و آموزش روی آن تاثیر دارند.

هوش و بهره هوشی(IQ) چه تفاوتی دارند؟

بهره هوشی(IQ)، توانایی استفاده از منطق، کار با اعداد، تجسم فضایی و مهارت‌های کلامی است؛ در واقع بهره هوشی همان تفکر منطقی فرد است و به افراد کمک می‌کند تا بهتر اصول و قواعد را درک کنند و آن را بیاموزند. اما هوش مفهومی کامل و شامل تمام انواع هوش از جمله بهره هوشی می‌شود؛ به این مفهوم که در انسان چندین هوش وجود دارند نه فقط یک هوش. همچنین هوش از طریق محصولات، عقاید و رفتارهای فرد نشان‌داده می‌شود و نه یک آزمون عددی. نظریه هوش‌های چندگانه گاردنر با عنوان کردن هشت دسته‌بندی برای هوش تعریف نسبتا جامعی از هوش ارائه می‌دهد.

هوش‌های چندگانه گاردنر چیست؟

در سال ۱۹۷۰ هاوارد گاردنر به بررسی کودکان با استعداد و افرادی که دچار آسیب مغزی شده‌بودند پرداخت. او دریافت تونایی‌ها و استعدادهای افراد بسیار گسترده‌تر از نظریه‌های سنتی هوش است و با تست‌های موجود قابل سنجش و شناسایی نیست. او از ابزار مختلفی از جمله تحقیقات عصبی-جسمانی(نوروساینس) و مطالعه درباره افراد مبتلا به اوتیسم استفاده کرد و در نهایت اثبات کرد قسمت‌های مختلف مغز دارای هوش‌های مختلفی است. از نظر هاوارد گاردنر “هوش یک توانایی زیستی-روانشاختی است برای پردازش داده‌ها که می‌تواند در یک محیط فرهنگی فعال شود و محصول خاصی را تولید کند یا به حل مسئله منجر شود”. تاثیر فرهنگ بر بروز و رشد توانایی‌های فردی بسیار ملموس و قابل توجه است. نظریه وی نخستین بار در کتاب «چارچوب‌های ذهنی: نظریه هوش چندگانه»، در سال ۱۹۸۳چاپ شد و در آن هشت نوع مختلف هوش معرفی شدند. همچنین او به هوش نهمی را با عنوان “هوش هستی گرایی” نیز اشاره کرد. او معتقد بود در ارزیابی یک فرد همه توانایی‌ها و هوش‌های او باید مورد سنجش قرار گیرد نه فقط ظریب بهره هوشی. البته این نظریه منتقدانی دارد اما به علت محبوبیت آن در سیستم‌های آموزشی و روش‌های تدریسی از اعتبار کافی برخورد است؛ چرا که در درجه اول این دسته بندی برای هوش جهان شمول است، یعنی در هر فرهنگ و قومیتی قابل تعریف می‌باشند، دوما تغییر پذیرند و با ایجاد زمینه‌های مناسب قابلیت رشد دارند. در ادامه به تعریف مجزای این هوش‌ها می‌پردازیم. توجه داشته باشید هوش ها در ارتباط با هم نیز کار می‌کنند و با هم هم‌افزایی دارند و هر هوش دارای زیرمجموعه‌هایی نیز هست.
معرفی انواع هوش‌های گاردنر

هوش درون فردی Intrapersonal

فرد با هوش درون فردی بالا به احساسات، هیجانات و عواطف خود آگاه است و نسبت خود شناخت خوبی دارد. این افراد به تنهایی و خلوت کردن با خود بسیار علاقه‌مند هستند و ترجیح می‌دهند فعالیت‌هایشان را نیز به صورت انفرادی انجام دهند. افراد با هوش درون فردی بالا به راحتی می‌توانند احساسات، علائق، نقات قوت یا ضعف و تونایی‌های خود را ارزیابی کنند. این افراد می‌توانند احساسات خود را نیز به خوبی کنترل کنند، همچنین انگیزه درونی بالایی دارند، مستقل، منظم و هدف گرا هستند اعتماد به‌نفس درونی بالایی نیز دارند.
تهیه یادداشت روزانه، انجام یوگا و مدیتیشن، مراقبه فردی، انجام یک فعالیت به تنهایی و ثبت خواسته‌ها و آرزوهای درونی می‌توانند به تقویت این هوش کمک کنند.

هوش بین فردی Interpersonal

فرد با هوش بین فردی بالا به راحتی با دیگران ارتباط و تعامل برقرار می‌کند، افراد را به خوبی درک کرده و می‌تواند نیازهای آن‌ها را متوجه شود. همچنین در مهارت‌های غیر کلامی نظیر ارتباط چشمی نیز مهارت بالایی دارد. این افراد نیت‌ و احساسات دیگران را به خوبی درک می‌کنند و توانایی همدلی بالایی نیز دارند. در انتقال کلامی نیازهای خود قوی هستند و اعتماد به‌نفس بالایی نیز دارند. افراد با هوش بین فردی بالا از صحبت کردن با دیگران و حضور در جمع لذت می‌برند، مهارت‌های مذاکره بالایی دارند و عمدتا توانایی رهبری در آن‌ها مشهود است همچنین به راحتی برنامه ریزی می‌کنند و فعالیت‌هایی که در ارتباط با افراد باشد و منجر به همدلی و رفع نیاز دیگران شود برایشان جذاب است.
حضور در جمع افراد و تلاش برای برقراری ارتباط موثر با آن‌ها می‌توانند منجر به رشد این هوش شود.

هوش کلامی-زبانی Verbal / Linguistic

این هوش توانایی استفاده از زبان برای توصیف حوادث، برقراری ارتباط است. افراد با هوش کلامی-زبانی بالا قادر هستند از کلمات به خوبی استفاده کنند. حافظه خوبی در به خاطر سپردن متون دارند و سخنوران توانایی هستند، به خواندن شعر و متون ادبی علاقه‌منداند و اسامی را به خوبی به خاطر می‌سپرند. همچنین شوخ‌طبعی بالایی دارند و از شنیدن لذت می‌برند. می‌توانند داستان بسازند و از کلماتی که دیده‌اند یا شنیده‌اند به خوبی استفاده می‌کنند. به راحتی می‌توانند سخنرانی کنند، حتی بدون آمادگی قبلی، و در یادگیری زبان مهارت بالایی دارند. به جمع آوری کتاب و مجموعه‌های صوتی علاقه دارند. نباید فن بیان را با هوش کلامی اشتباه گرفت، فن بیان به ارائه‌ی شفاهی اشاره دارد و هوش کلامی، به تسلط بر سخن و سخن‌وری.
برای تقویت این هوش می‌توان در کلاس‌های آموزش زبان یا در کلاس‌های داستان‌نویسی، خبرنگاری، شعر و یا کتاب‌خوانی حضور داشت و با تشویق به خواندن بیشتر دایره لغات فرد را افزایش داد.

هوش منطقی-ریاضی Logical / Mathematical

این هوش شامل توانایی استفاده از دلیل و برهان، توانایی حل مسئله، آموختن اعداد و استفاده از آن، پردازش اطلاعات و درک روابط علت و معلولی است. افراد با هوش منطقی-ریاضی بالا در حل مسائل ریاضی و معماهای فکری مهارت بالایی دارند. این افراد در محیط‌های ساختارمند و سازمان یافته عملکرد بهتری دارند و قدرت تحلیل و حافظه قوی دارند و اغلب تابع قوانین و اصول هستند.
برای پروش این هوش انجام بازی‌هایی که بر اساس ریاضیات و منطق هستند بسیار مفید است، بازی‌هایی مثل سودوکو، مونوپولی و شطرنج. یادگیری زبان برنامه نویسی و حل مسائل ریاضی به روش‌های مختلف نیز می‌تواند کمک کننده باشد.

هوش دیداری-فضایی Visual / Spatial

این نوع هوش توانایی درک پدیده‌های بصری است. فرد با هوش دیداری-فضایی بالا تمایل دارد برای درک یک مطلب یک تصویر ذهنی ایجاد کند و از نقشه، نمودار، عکس و تصویر استفاده می‌کند. از حساسیت بالایی نسبت به جزئیات تصویری برخوردار است و برای انتقال فکرش از نقاشی یا شکل گرافیکی استفاده می‌کند. در ساخت پازل، درک نمودارها و اشکال، طراحی و نقاشی و تفسیر تصاویر دیداری مهارت دارد. برای تقویت رشد هوش دیداری- فضایی می‌توان کاردستی ساخت، کارها را به صورت تصویری ارائه داد و ساختن داستان‌های تخیلی را تمرین کرد.

هوش موسیقی و ریتم Musical / Rhythmic

هوش موسیقیایی به توانایی فرد در اجرا، آهنگسازی و درک موسیقی گفته می‌شود. همچنین این هوش توانایی فرد در درک الگوهای شنیداری، آهنگ‌ها و صداهاست. این افراد علاوه بر استعداد در نواختن ساز، آواز خواندن و آهنگسازی توانایی درک موسیقی و ملودی بالایی نیز دارند. لازم به‌ذکر است فرد با هوش موسیقیایی بالا ممکن است سازی ننوازد یا تا کنون آهنگی نساخته باشد اما قدرت تشخیص ریتم و وزن دارد و مطالب را به صورت آهنگین به خاطر می‌سپرد. علاوه بر داشتن حافظه شنیداری قوی این افراد به سادگی اشعار و ترانه‌ها را حفظ می‌کنند، قادر به تشخیص نت اشتباه هستند، در یادگیری موسیقی با استعدادند و نسبت به سروصدا حساس هستند.
برای تقویت این هوش خوب است نواختن یک ساز را آموزش دید یا برای درک یک مطلب سعی کنید تا از لحن آهنگین و ریتم استفاده کنید.

هوش بدنی-جنبشی Bodily / Kinesthetic

هوش بدنی جنبشی به معنای توانایی انجام حرکات بدنی و کنترل آن است. فرد با هوش بدنی-جنبشی بالا قادر است بین ذهن و بدن خود هماهنگی ایجاد کند و تمام اعضا و حرکات بدنی تحت کنترل و فرمان مغز انجام می‌شود. همچنین فرد در کنترل اشیا نیز مهارت بالایی دارد. این افراد به لمس کردن علاقه‌ای ندارند و دوست دارند در حرکت باشند.
تمرین‌هایی مثل پانتومیم بازی کردن و فعالیت‌هایی که نیاز به هماهنگی دقیق ذهن و بدن دارد مثل خیاطی، یا کارهای هنری و ورزش‌های حرکتی می‌تواند در تقویت این هوش موثر باشند.

هوش طبیعت گرایی Naturalistic

افراد با هوش طبیعت گرایی بالا به طبیعت علاقه زیادی نشان می‌دهند، از گردش در آن لذت می‌برند و به راحتی گونه‌های گیاهی و جانوری را به خاطر می‌سپرند. این افراد قادرند اعضای یک گونه را تشخیص داده و آن‌ها را به راحتی بر اساس ویژگی‌های مشترکشان دسته بندی کنند. فرد با هوش طبیعت‌گرای بالا به راحتی می‌تواند باحیوانات ارتباط برقرار کند. این افراد نسبت به محیط اطراف خود حساس هستند و آن‌را با دقت مشاهده می‌کنند.
برای رشد و پرورش این هوش ارتباط برقرار کردن با طبیعت گام اولیه است. طبیعت را به خوبی مشاهده کنید و مشاهدات خود را یادداشت کرده و به تحلیل آن بپردازید، داشتن سکون و آرامش در این تمرین حائز اهمیت است.

هوش هستی گرایی Existentialist

فرد با هوش هستی گرایی به مسائل غائی انسان توجه نشان می‌دهد. و در جستجوی پاسخی برای وجود هستی گرایانه انسان است. فرد با هوش هستی گرایی علاقه‌مند به درک مسائل ماورایی انسان است. از آنجا که تردید بسیاری در مورد این هوش وجود دارد در دسته‌بندی هشت‌گانه گاردنر قرار نمی‌گیرد.

شناخت هوش چه کاربردی دارد؟

شناخت هوش افراد می‌تواند در نهایت منجر به شناخت بهتر فرد و ارتباط موثرتر با او باشد. والدین، معلمان، مشاوران و … با دسترسی شناخت این ابزار می‌توانند محیط آموزشی و پرورشی خلاقانه‌تری را ایجاد کنند. معلمان با دسترسی به این ابزار می‌توانند یادگیری دانش‌آموزان را غنی‌تر و آسانتر کنند، هر فرد منحصر به‌فرد است و نتیجتا سرعت یادگیری و روش یادگیری او نیز منحصر به‌فرد می‌باشد. والدین با درک عمیقتر فرزنشان می‌توانند از او حمایت آگاهانه‌ای داشته باشند و بستر رشد و پیشرفت او را فراهم آورند. همچنین افراد با شناخت و درک توانمندی‌های خود می‌توانند روند رشد شخصی پر بازده‌تری را داشته باشند.
.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفت − 5 =